تبليغاتX
نمیدانم چرا رفتی.... شاید خطا کردم


نمیدانم چرا رفتی.... شاید خطا کردم

به او که گفتم بمان، اما نماند!!!

این روزها چقدر دلم برایت تنگ می شود ...
 کسی نمی داند چرا ...
کسی نمی پرسد چرا ...
اما من سخت آشفته ام ... و چقدر بی تاب ...
می گویند این روزها عاشقی هم پیشه ای است نو ...
اما من عاشقی پیشه نکرده ام ...
من پیشه ام عاشقی است ...
از آن روز که ابتدایی نداشت ...
من سال هاست که عاشق تو هستم ...
یادت می آید آن روزهای سرشار از شادی را ...
آه که چقدر خسته ام ...
و کسی نمی فهمد ... و نمی خواهد که بفهمد ...
مدتی است که می خواهم عاشقت نباشم ...
مگر می گذارد دل ...
چقدر دلم برایت تنگ است ...
نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط انتظار| |

پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ