نمیدونم چرا...!
معمولا جمله هام یا با نمیدونم شروع میشه یا تموم...
آخه واقعا نمی دونم چرا؟!؟؟
پرم از سوال های بی جواب ...
سوال هایی که عین روز روشن هستند و این شب مبهم...!
اصلا نمی دونم میتونم واسشون جواب پیدا کنم یا نه...
فقط سردرگمم...اینم واژه جدیدیه!!!
بهتره بگم یه حس جدید...
پرم از پوچ...سردرگم....
نمی دونم چرا....
+نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت10:10 بعد از ظهرتوسط انتظار | |
بی تفاوت ننشین رو به روی احساسم نگاهت قرار سکوت نداشت با من!لحظه های بی تو بودن را نمی خواهم!دست های بی کلام را نمی خواهم!نگاهت قرار سکوت نداشت با وجودم!دروه سینمای صامت ُگذشته است
Home Email Night Skin
کبوتر شکسته بال سپیده صبح قاب شیشه ای شعر بدون اجازه روژی باران مثل ستاره نمیتوانم باور کنم نه رفتنش نه ماندنش را عشق و اشک ساده دل پسر تنها مرد تنها " هزار راه نرفته" پیوند سبز کوه انتظار بی تاروپود کوچولوعاشق پرستوی مشکی پرست بوسه بر مرگ همسفر دیار تنهایی شاسوکا فصل بی عشقی گندم زار دل من دسترسی ممنوع رنگینه **بانوی آسمان** Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین Categories حرف های ناگفته کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
حرف های ناگفته